فن ترجمه چاپ
امروز تصمیم دارم مقاله ی بسیار زیبایی از استاد الماسی کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی در خصوص ترجمه برای دوستداران فن، هنر و دانش سودمند ترجمه بگذارم. امیدوارم مورد پسند شما دوستان و همراهان عزیز واقع شود.
"ترجمه چیست؟ مترجم کیست؟
در دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات و تبلور اکتشافات علمی و عملی بشر است، هیچ فن و دانشی بهتر و مؤثرتر از ترجمه نتوانسته است در خدمت بشر باشد. آن هایی که در گوشه و کنار این دهکده کوچک دست به اختراع می زنند، و یا رازی از رموز هستی را باز می نمایند، به خوبی می دانند که کمتر از زمان تصور شده خویش، دانش آن ها به اقصی نقاط این کره ی خاکی مخابره می گردد و بر هیچ کس پوشیده نیست که این مهم، مرهون دانش و فن ترجمه است.

حال که با اندک زمینه ای پیرامون ترجمه وارد بحث شدیم، بهتر است به این نکته بپردازیم که چرا همه ترجمه را یک فن می دانند ولی بنده در اینجا از آن علاوه بر فن به دانش نیز تعبیر نموده ام. ترجمه فن است چون همه می گویند و ما نیز می گوییم ولی دانش است چون بر این باورم؛ امروزه هر کسی با هر مدرکی از زبان های خارجی (انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، آلمانی، ژاپنی، روسی، عربی و...) که فارغ التحصیل می گردد، اگر از او خواسته شود که فلان متن را ترجمه کند، به ندرت اتفاق می افتد که از انجام آن سر باز زند چرا که به خوبی فهمیده است، هر چند در تخصص او نیست ولی چون تحصیلات دانشگاهی دارد بایستی انجام دهد. هرچند فن آن را بلد نیست که دانش آن را نیز ندارد ولی می بایست که انجام دهد.

نه عزیزان. نه سروران گرامی. یک ترجمه ی خوب مستلزم داشتن دانش خوب از آن علم است. مگر می شود تا دستی از دور بر آتش گرم و سوزان ادبیات نداشته باشی، اثری از آثار مقدس ادبی را ترجمه کرد؟ مگر می شود تا دانش نهادین و بنیادی علم حساس و ظریف حقوق قضایی را نداشت به ترجمه متون حقوقی پرداخت؟ به حتم دور از ذهن است کسی که با دانش اولیه علوم پایه اعم از ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی آشنایی نداشته باشد به ترجمه اینگونه متون حساس علمی دست زند.
حال که همگی بر این باوریم و اعتقاد داریم که صحبت های فوق بدیهی و واضح است، بیایید تصمیم بگیریم که یک مترجم خوب و زبر دست شویم و یا هیچ گاه در این عرصه ی حساس و خطیر وارد نشویم. بیایید تخصص ترجمه خویش را با توجه به سلیقه و علایق خویش بشناسیم و بعد در آن زمینه، اول به مطالعه وسیع تر در متون فارسی بعنوان زبان مقصد بپردازیم و بعد، کم کم با روی آوردن به زبان مبدأ به این امر ظریف و حساس مبادرت ورزیم.
زندگی یک مترجم برخلاف آنچه تصور می شود، زندگی بسیار سالم و لطیفی است که اگرچه خیلی ها آن را یک انزوای مطلق می نامند ولی در اوج ارتباط و تعامل و تبادل افکار است. یک مترجم بر خلاف آنچه که از دیگران انتظار می رود به دنبال لحظاتی از روز است که هیاهوی ناشی از صداهای بشر از آن زدوده شود تا بتواند با برقرار کردن یک ارتباط روحی و عاطفی میان نویسنده و خواننده، عمل جراحی ظریفی را برای همیشه بین آن دو پیوند دهد. پس بیایید قدر این رشته تحصیلی که خداوند سبحان بر ما منت نهاده و عطا فرموده است را بدانیم و با درایت و بصیرت خاصی وارد این عرصه ی قدیر و ظریف شویم.
به امید روزی که آثار ترجمه ادبی دانشجویان عزیزم را در نمایشگاه های بین المللی کتاب و فروشگاه های عمده کتاب ببینم.
سید سعید الماسی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی"

