مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

والنتاین  چاپ

تاریخ : 24 بهمن 1389 در ساعت 3:04 PM

حدود سه سال پیش در چنین روزی مطلبی با نام "والنتاین نه! سپندارمذگان آری" را در وب گذاشتم. امروز، بهانه ای شد تا هم والنتاین فرنگی را به ایرانیان نوگرا تبریک بگویم و هم آیین دو هزار ساله ی ایرانیان را به سنت گرایان یادآور شوم.  

 

وانتاین مبارک   

 

به هر حال ما ایرانیان عادت داریم که مقلد فرهنگ بیگانگان باشیم و آیین گذشتگانی چون کورش کبیر را به دست فراموشی بسپاریم. کوروشی که همه قوانین مدنی جهان بر اساس منشور وی در حال اجرا هستند و جهانیان به او احترام خاصی می گذارند اما ایرانیان از او فقط نامی دارند و نشانی. 

برای آگاهی در خصوص "سپندارمذگان" بر لینک فوق کلیک کنید.

شعری از زنده یاد قیصر امین پور  چاپ

تاریخ : 21 بهمن 1389 در ساعت 1:25 PM

پیش از اینها فکر می کردم خدا

خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور      <---- به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه ...

دندان من!!!  چاپ

تاریخ : 15 بهمن 1389 در ساعت 6:36 PM

مانند دهان سنگی یک مرده

انگار هزار سال خوابش برده

دندان من اعصاب ندارد دیگر

از فرط گرسنگی خودش را خورده 

 

شعری از شاعر ایلامی استاد صفربیگی

شیطان کم آورد!!!  چاپ

تاریخ : 15 بهمن 1389 در ساعت 10:43 AM

روزگار غریبی است که شیطان بانگ می زند: 

 انسان بیاورید، سجده خواهم کرد!!! 

***** 

از آن دسته آدم هایی نباش که یک عمر گدایی می کنند 

تا مبادا روزی به گدایی بیافتند!

ای عجب از این بشر!!!  چاپ

تاریخ : 11 بهمن 1389 در ساعت 7:09 PM

گفت: بار الها چه عملی از سوی بشر تو را به تعجب وا می دارد؟ 

  

پاسخ آمد:  

در عجبم از این بشر که در کودکی آرزوی بزرگ شدن دارد و در بزرگسالی در حسرت دوران کودکی بسر می برد!  

در عجبم از این بشر که سلامتی اش را صرف مال اندوزی می کند و سپس دارایی اش را صرف بدست آوردن سلامتی!  

در عجبم از این بشر که زمان حال را با نگرانی در خصوص آینده می گذارند و حال آنکه نه آینده ای برای خود می گذارد و نه حال!  

در عجبم از این بشر که چنان زندگی میکند که گویی هرگز نخواهد مرد و حال آنکه غبار فراموشی چنان روی گورش را می پوشاند که گویی هرگز زاییده نشده است...

دوباره سیب بچین...  چاپ

تاریخ : 8 بهمن 1389 در ساعت 12:50 PM

گفت: 

دوباره سیب بچین حوّا...! 

من خســته ام. 

بگذار از اینجا نیز بیرونمان کنند...  

 

گفتم: 

دوباره عشق بچین حوّا...! 

من خسته ام از این همه نفرت. 

بگذار دوباره درهم بِتنیم...