مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

طرزنامه نگاری نمایندگان منتخب ملت  چاپ

تاریخ : 2 خرداد 1390 در ساعت 00:00 AM

نامه ی قشنگیه. رونوشت نامه با امضا و مهر و موم تقدیم شما میشه. دانلود کنید و حظ ببرید! (درست نوشتم؟) 

 

البته متن نامه به قرار زیر است (با تفسیر اینجانب حقیر. من چون مترجمی خوندم تونستم این نامه رو رمزگشایی کنم!!):  

باستحضار می رساند بیماری تریپس که توسط پشه های بسیار ریز در سطح شهرستان گسترش یافته و سرمازدگی باعث نابودی محصولات سیب و درختان هسته دارشهرستان پس از چندین سال خسارات وارده بعلت خشکسالی شده و بیش از نود درصد محصولات بعلت عدم شناخت مردم از این بیماری جهت پیشگیری گردیده است.خواهشمند است دستور فرمایید جهت نابودی روستاییان و جلوگیری از ترک روستا به دلیل لطمات و خسارات پی در پی اقدام لازم معمول فرمایید./ف   

یکی نیست بگه آدم حسابی نقطه و کاما و غیره واسه همین روزاس دیگه! سه خط بالایی هیچ ربطی به هم ندارن!!! ما که ندیدیم و نه شنیدیم که پشه بتونه توی سرما دوام بیاره. حالا آقای نماینده شما که داری برای کمک به خلق خدا گام بر میداری چرا برای نابودی مردم روستا تقاضای کمک کردی؟؟؟ 

اینم عکس نامه . برای دیدن در اندازه ی واقعی بر روی آن کلیک کنید

 

بازیگر و بازیگردان کیست؟  چاپ

تاریخ : 23 دی 1389 در ساعت 5:09 PM

چند روزی است که از پخش اعترافات فردی به نام "مجید جمالی فش" می گذرد که رسانه ها او را عامل ترور دکتر علیمحمدی نامیده اند.  

پیشتر در سایت ها و رسانه های جهان از دکتر علیمحمدی به عنوان حامی جنبش سبز نام برده شده بود که دانشجویان را به حضور در جنبش فرا می خواند و تاکید داشت که تقلبی آشکار در انتخابات صورت گرفته است. وی که از چهر ه های برجسته دانشگاهی و از اساتید تراز اول فیزیک هسته ای ایران بود، در دیماه 1388 ترور شد. 

  

امروز نیز دیدگاه ها و جبهه گیری های مختلفی در این باره وجود دارد. برخی براین باورند که مخالفان جنبش سبز صدای او را برای همیشه خاموش کرده اند و عده ای دیگر نیز،  اسراییل و موساد را طراح این ترور می دانند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که عامل ترور دکتر علیمحمدی که همه چیز را به اسراییل و موساد نسبت داد، اینک دستگیر شده و پس از بازجویی ها، چنین لب به اعتراف گشوده است، اما عامل یا عاملان ترورهای اخیر چه کسانی هستند؟ آیا آن ها نیز اجیر شده ی اسراییل اند؟ آیا شهریاری نیز حامی جنبش سبزی بود که اینک رنگ قرمز گرفته است؟  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچه مسلم است این است که ما با بازیگران و یا بازیگردانان قهاری روبه رو هستیم اما در این میان فقط نشسته ایم و نظاره گر حوادث و رخدادهاییم. 

نشان بی نشان!  چاپ

تاریخ : 19 دی 1389 در ساعت 4:37 PM

خبرگزاری فارس: نشان لیاقت امیرکبیر نشانی است که به پیشنهاد مشایی و موافقت احمدی‌نژاد قرار بود به پاس لیاقت و قدردانی از تلاش‌های افراد در هر زمینه‌ای ارائه شود.

به گزارش خبرنگار فارس، 19 اسفند سال 1386 اسفندیار رحیم‌مشایی؛‌ رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همزمان با دویستمین سالگرد تولد "امیرکبیر "، همه را در موزه ملی ایران دور هم جمع کرد، از بازیگران سریال امیرکبیر گرفته تا محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کشورمان.

مشایی در آن مراسم جشن تولد، ‌پیشنهادی داد که احمدی‌نژاد همان‌جا موافقتش را با آن پیشنهاد اعلام کرد. مشایی از طراحی "نشان لیاقت امیرکبیر " گفت. نشانی که قرار بود به تمام بهترین‌ها در هر شاخه‌ و رسته‌ای اهدا شود، نشانی با شمایل "امیرکبیر ".

مشایی آن شب گفت: "با توجه به اینکه امیرکبیر در دوره‌ای از تاریخ ایران آبروی این ملت به شمار می‌آمده است، پیشنهاد می‌‌دهم اگر نشان‌ لیاقتی‌ به مدیران و اقشار مختلف ارائه می‌شود مزین به نام امیرکبیر شود. "

3 سال از 200 سالگی امیرکبیر و آن پیشنهاد و آن موافقت می‌گذرد اما تا به امروز هیچ نشان لیاقت امیرکبیری به هیچ کسی اهدا نشده است که این از دو حالت خارج نیست یا فرد "لایق " نداریم یا این وعده در زیر غبار فراموشی گم شده است.

این در حالی است که هر از گاهی تمام دستگاه‌های دولتی به بهانه‌های مختلف از "بهترین‌ها " و "لایق‌ترین‌ها " تقدیر می‌کنند، تقدیری که می‌توانست با نام و شمایل امیرکبیر همراه باشد.

امیرکبیر دیگر 203 ساله شده اما هیچ نشانی از نشانش نیست. قرار است مراسم بزرگداشت وی (20 دی‌ماه) در کاخ‌موزه گلستان در تهران برپا شود. یکی از مهمانان پیش‌بینی‌شده برای این مراسم نیز اسفندیار رحیم‌مشایی است.

البته مشایی چند روز پیش یعنی 12 دی 1389 نیز پیشنهادی مشابه همین پیشنهاد "نشان امیرکبیر " را ارائه کرده است اما این بار در جلسه ستاد برگزاری جشن جهانی نوروز سال 1390 و پیشنهاد طراحی "نشان نوروز ".

نشانی که اگر به سرنوشت "نشان امیرکبیر " دچار شود عمر آن به پایان دولت دهم هم قد نخواهد داد چون "نشان امیرکبیر " حداقل موافقت رئیس‌جمهور را داشت و پس از 3 سال اجرایی نشد.

اما به واقع آیا درست است که برای هر موضوعی یک نشانی را تعریف کرد و جایگاه آن را در سطح "تعارف‌ها " تقلیل داد و آیا مسئله پاسداشت و گرامیداشت مشاهیر و مناسبت‌ها با طراحی "نشان " حل می‌شود؟

 

شجریانیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها  چاپ

تاریخ : 17 دی 1389 در ساعت 01:00 AM

خبرگزاری فارس، سروده امیرعاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.

در مقدمه این شعر آمده است:

«در پاسخ به منافقانی که می‌خواهند با صدای سوخته‌ شجریان ، مردم ایران را تحقیر ‌کنند؛

مردمی که سرافراز و عاشقند مردمی که از جنس شقایقند.»

گم شدی آوازه خوان پیر ما *** گم شدی آخر به زیر دست و پا

کرد بیگانه تو را ابزار خویش *** خود شدی تا نور حق دیوار خویش

ربنایت چون خودت از یاد رفت *** خیل شاگردان، هلا! استاد رفت

رفته‌ای از پیش ماها دور حیف *** در سر پیری شدی مغرور حیف

مطرب عهد شبابم بوده‌ای *** مزه نان و کبابم بوده‌ای

خوب می‌خواندی صدایت خوب بود *** بعد تاج اصفهان مطلوب بود

می‏زدی چه چه برای شیخ و شاب *** با نوای تار و تنبور و رباب هست  ساز اینک ولی آواز نیست *** یک در گوشی به سویت باز نیست

تا نپیوندی عزیزم بر زوال *** کاشکی بودی مرید اعتدال

مکر آمریکا تو را منفور کرد *** زرق و برق غرب چشمت کور کرد

چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی *** مثل آن مطرب که بد می‌زد شدی

«سایه»ات فرموده بود آوازه‌خوان *** که مرید پیردل باش و بمان

لیک ‌ای مطرب دریغا که غرور *** کرد از مردم تو را صد سال دور

وقت پیری ناز کردی با همه *** ناز را آغاز کردی با همه

ناز کم کن سوی ملت باز گرد*** کم بگو از یأس ای استاد زرد» 

 

 

 

چند بیتی فی البداهه و بی ویرایش ( مریم رسول زادگان ) به این شاعرنمای نون به نرخ روز خور

گم نخواهد شد صدای ِ ناز من *** چونکه از دل می رسد آواز من

این نه آواز من و ساز من است*** این صدای سالهای میهن است

ربنا خواندم که ملت روزه بود *** روزه ی دل بود و غمها می فزود

من صدای شادی این مردمم *** من خود آزادی این مردمم

حیف عمری را که جهل آمد پدید *** حیف ملت رنگ آزادی ندید

من نه پیرم آنچه را گفتی حسود *** پیر راهم دان به هر بود و نبود

مطربم خواندی عزیزا ، جاهلی *** جاهلی؟ نه ،نه ،بلکه عاملی

تاج را قدرش شناسی بی خرد *** ای که خواندی ملتی را رنگ زرد؟

ملتی را گر ندیدی . مرده ای*** چوب رب را بی صدا تو خورده ای

این نشان است تا روی رو به زوال *** هرکه شد خارج ز مرز اهتدال

قدر “سایه” می شناسی ای عدو؟ *** او که هجرت کرد از رفته بر او

سایه خورشید است در این آسمان *** گرچه گفته است او مرا آوازه خوان

خانه ی من شد دل پیر و جوان *** معبد عشاق دل شد آستان

من غرور خود ز ملت یافتم *** نی به زر یا زور قدری یافتم

ناز را بازار ملت می خرد *** ملتی نامم به عزت می برد

من اگر خاشاک باشم بهتر است *** بهتر از آنکس که مخدوم زر است

خادمش افسوس نادان است و بس *** کی شناسد فرق زر با جمله خس

من اگر پیرم ولی مستغنیم *** بی نیاز احترامم ،دون نیم

گوشه گوشه ،نام من آواز شد *** آگهی شعرت به کین ،همساز شد

جاهلا! زین بیش تو یاوه مگو *** رو ره عشق مرا ای دل بپو

 

درود بر استاد بی همتــای موسیقی ایران

محمد رضا شجریان

گرگم به هوای یارانه ای!!!  چاپ

تاریخ : 3 آذر 1389 در ساعت 12:25 PM

مدتی پیش تب سهام عدالت مثل یک بیماری مسری همه جای کشور رو فرا گرفت. بعضی ها خندان بودن و بعضی ها مثل همیشه صدای نق و غرولندشون گوش فلک رو کر می کرد. خلاصه سرتونو درد نیارم، این حکایت همون سیبیه که می ندازیش هوا تا برگرده صدتا چرخ می خوره!!! این سیب قصه ی ما وقتی برگشت زمین، اشتباه نکنید، روی سر نیوتن فرود نیومد!!! اومد پایین و به جای کشف قانون های جدید از نوع نیوتنی، باعث کشف قانون یارانه ها و خوشه بندی شد. خوشه ها هم که خشک شدن و اساساً هیچ باری نداشتن (به قول خودمون کشکی بودن). این وسط اما بعضی ها بدجور به دست و پا افتادن و هول ورشون داشته بود. یکی می گفت نکنه اموالمونو ازمون بگیرن؟ اون یکی می گفت نکنه می خوان مالیات بگیرن؟ یکی دیگه می گفت بابا همه اش حرفه. کی داده کی گرفته؟! بعضی ها هم که خودشونو ایرانی نمی دونستن! وای که راننده تاکسی ها و مسافرا چی ها که نمی گفتن (توی پرانتز بگم که بعضی ها هم مرد و مردونه همه چی رو پیش بینی کردن و فرم رو بی شیله پیله پر کردن). رسید تا امروز که چند نفر برای اصلاح فرم اومده بودن. طرف با زانتیا اومده بود (و مردم محل میشناسنش، یک دستگاه آپارتمان، سه دستگاه ماشین، دو مدرک لیسانس، جانباز، سه دستگاه ملک مسکونی که امثال من اجاره شون کردن، ماهی هشتصد هزار تومن حقوق ثابت بدون اجاره ها و خدا می دونه چی های دیگه...). فرم رو می خواست اصلاح کنه. و اما اصلاحیه: 

  

شغل: راننده 

درآمد: ماهی 250 هزار تومن 

مسکن: اجاره نشین 

اجاره: 150 هزار تومن 

رهن: 500000/2  

املاک و دارییها: ندارد 

اما این قصه فعلاً ادامه داره. از مزایای این قصه اینه که مثل همه ی داستان های دیگه خیل عظیمی از مردم بیکار!!!! میرن سرکار!!! این یعنی اشتغال زایی (از نوع سیب نیوتنی). نتیجه گیری در خصوص مضرات رو میزاریم به عهده ی خودتون. کلاه شما قاضی!!!!  

@@..:::..اندر وادی سیاست..::..@@  چاپ

تاریخ : 27 آبان 1389 در ساعت 1:19 PM

1- یک‌ روز یک‌ نفر اصلاحاتی‌ به‌ بن‌بست‌ رسید. با یک‌ آرامش‌ فعال‌ دنده‌ عقب‌ گرفت‌ تا از بن‌بست‌ خارج‌ شود. متأ‌سفانه‌ افتاد داخل‌ جوب!
2- یک‌ روز یک‌ اصلاحاتی‌ به‌ بن‌بست‌ نرسید، طی‌ یک‌ بازدارندگی‌ فعال‌ دنده‌ عقب‌ گرفت‌ تا به‌ بن‌بست‌ برسد، منتهی‌ دستپاچه‌ شد محکم‌ زد به‌ درخت!
3- یک‌ روز یک‌ اصلاحاتی‌ دیگری‌ را هر کاری‌ کردند به‌ بن‌بست‌ برسد، نرسید، برای‌ همین‌ در یک‌ وضعیت‌ بحران‌ساز دنده‌ عقب‌ گرفتند زدند بهش‌ گفتند: اصلاحات، مقصر است... از عقب‌ زده‌ به‌ ما!
4- یک‌ روز یک‌ اصلاحاتی‌ داشت‌ دنده‌ عقب‌ می‌آمد که‌ به‌ بن‌بست‌ رسید. در یک‌ اقدام‌ تاکتیکی‌ از ماشین‌ پیاده‌ شد، از دیوار بالا رفت!
5- یک‌ روز یک‌ اصلاحاتی‌ نه‌ دنده‌ عقب‌ می‌آمد نه‌ دنبال‌ بن‌بست‌ بود، برای‌ همین‌ هیچ‌کس‌ تحویلش‌ نمی‌گرفت. می‌گفتند فراجناحی‌ عمل‌ می‌کند.
6- یک‌ روز یک‌ اصلاحاتی‌ به‌ دنده‌ عقب‌ رسید، در یک‌ فرآیند ماهیتی‌ بن‌بست‌ شد.
7- یک‌ نویسنده‌ای‌ به‌ بن‌بست‌ رسید، سرش‌ به‌ سنگ‌ خورد، قاطی‌ کرد، مطلبش‌ دنده‌ عقب‌ رفت، زد به‌ گل‌آقا

 

یک سرقت ادبی (کی میدونه، شایدم سیاسی) از وبسایت گل آقا

مگر کری؟  چاپ

تاریخ : 30 مرداد 1389 در ساعت 2:22 PM

هیچ کس صدای تو را نمی شنود. انگار که همه کر شده اند. هیچ کس نمی شنود که داری از درد می نالی و پولی در بساط نداری تا دندان کرم خورده ات را بکشی و نان خشکت را به راحتی بخوری. هیچ کس نمی شنود که از فرط گرسنگی دستانت را به دل گرفته ای و آه می کشی. گویا نمی خواهند صدای ضجه های تو را بشنوند که داری داد میزنی: "به خاطر خدا بچه ام را عمل کنید، برایتان پول می آورم." تو را می بینند، میدانم. مطمئنم. اما نمی خواهند صدایت را بشنوند. هر روز از کنارت می گذرند و تو را می بینند اما صدای "خدایا مرگ" تو را نمی شنوند. بگذار صادقانه بگویم، اگر هم که بشنوند، لذت می برند که پاسخی نمی دهند؟!!!  

اما همینان که از ناله های تو لذت می برند، آنقدر مهربانند که با کوچکترین ناله و ضجه ی کودکان آفریقایی و افغانی و فلسطینی و ... اشکشان سرازیر می شود. آنقدر گوششان تیز است که صداهای نزدیک را ابداً نمیشنوند!!! تو بیخود داد میزنی. شاید بهتر است به فلسطین بروی، یا نه، افغانستان نزدیک تر است، اگر به آنجا بروی و داد بزنی، صدایت را بیشتر و بهتر می شنوند...  

دیروز، از بس آفتاب بر مغز سر همسایه ی کوخک نشین ما تابید که جان داد و صدایی از او در نیامد، البته نای داد زدن نداشت. اما ای برادر کاخ نشین من! ای عزیز مسند نشین من!  

من و تو، هر دو از یک ریشه هستیم                نهال نازک یک بیشه هستیم 

چرا صدای مرا نمی شنوی که دهان در گوش تو دارم؟  

 

به قلم رخسار 

فائزه هاشمی در بین اغتشاشاشگران عاشورای 88  چاپ

تاریخ : 7 دی 1388 در ساعت 5:08 PM

فائزه هاشمی در بین اغتشاشاشگران عاشورای 88. این بسته ، شامل: فیلمی از فائزه هاشمی در بین آشوبگران عاشورای 88 می باشد. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، فائزه هاشمی که در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال کشور بسر می‌برد ، این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترک کرد. وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده اش در اغتشاشات حضور پیدا کردند

 

برای مشاهده فیلمی از حضور فائزه هاشمی در عاشورای دیروز 6/10/1388 بر روی عکس کلیک کنید.  

  

 

 

      

   1      2      3    >>