درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

هبوط بی‌دلیل....  چاپ

تاریخ : 3 مرداد 1390 در ساعت 6:00 PM

خسته‌ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی‌دلیل، این سقوط ناگزیر 


آسمان بی‌هدف، بادهای بی‌طرف
ابرهای سربه‌راه، بیدهای سر به زیر 


ای نظاره شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر، ای هنوز بی‌نظیر! 


آیه آیه‌ات صریح، سوره سوره‌ات فصیح!
مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر 


مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان
مثل لحظه‌های وحی؛ اجتناب ناپذیر
 


ای مسافر غریب در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر! 


از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر! 


این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها
این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر 


دست خسته مرا، همچو کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر!

قیصر شعر ایران

طرزنامه نگاری نمایندگان منتخب ملت  چاپ

تاریخ : 2 خرداد 1390 در ساعت 00:00 AM

نامه ی قشنگیه. رونوشت نامه با امضا و مهر و موم تقدیم شما میشه. دانلود کنید و حظ ببرید! (درست نوشتم؟) 

 

البته متن نامه به قرار زیر است (با تفسیر اینجانب حقیر. من چون مترجمی خوندم تونستم این نامه رو رمزگشایی کنم!!):  

باستحضار می رساند بیماری تریپس که توسط پشه های بسیار ریز در سطح شهرستان گسترش یافته و سرمازدگی باعث نابودی محصولات سیب و درختان هسته دارشهرستان پس از چندین سال خسارات وارده بعلت خشکسالی شده و بیش از نود درصد محصولات بعلت عدم شناخت مردم از این بیماری جهت پیشگیری گردیده است.خواهشمند است دستور فرمایید جهت نابودی روستاییان و جلوگیری از ترک روستا به دلیل لطمات و خسارات پی در پی اقدام لازم معمول فرمایید./ف   

یکی نیست بگه آدم حسابی نقطه و کاما و غیره واسه همین روزاس دیگه! سه خط بالایی هیچ ربطی به هم ندارن!!! ما که ندیدیم و نه شنیدیم که پشه بتونه توی سرما دوام بیاره. حالا آقای نماینده شما که داری برای کمک به خلق خدا گام بر میداری چرا برای نابودی مردم روستا تقاضای کمک کردی؟؟؟ 

اینم عکس نامه . برای دیدن در اندازه ی واقعی بر روی آن کلیک کنید

 

استعدادِ از دست رفته!!!  چاپ

تاریخ : 11 اردیبهشت 1390 در ساعت 08:54 AM
 علیرضا افتخاری
 
آن سیبیل قشنگ، آن دارای طبع بلند، آن استعدادِ از دست رفته، آن ناشر دو آلبوم در هفته، آن دارای ریشِ پورفسوری، آن در تولید کار سریع تر از پیکِ موتوری! آن استادِ تصنیف خوانی، آن یگانه پهلوانِ همه چیز خوانی، آن خواننده سریال امیر کبیر، آن رکورد دار همکاری با صغیر و کبیر، آن اسوه عَمَل و عِلم، آن دشمن ورع و حلم، آن معدنِ نغمات کوچه بازاری، هنرمندِ تاجر، مولانا شیخ علیرضای افتخاری!

از نقد گریزان بود و نغمه خوانِ تیم سپاهان بود و در میتینگ های سیاسی میهمان!

گویند پیرنا تاج اصفهانی، آن صاحب نغماتِ آسمانی، به افتخارنا سفارش کرده بود :‌«فعلاً درپی یاد گرفتن باش ، هنوز برای خواندن زود است!» شیخنا نیز تا زمان حیات تاجِ اصفهانی در پی یاد گرفتن بود! 

همچنین گویند تاج او را گفته بود: «در اندیشه پر کردن صفحه مباش». شیخ ما نیز سمعاً و طاعتاً این سخن را آویزه گوش کرد و هیچگاه صفحه ای پر نکرد، در عوض صنعت پخش سیدی را دگرگون ساخت! 

نقل است روزی از کوچه ای می گذشت، که شنید مطربی این بیت را با خود زمزمه میکند :

      «گویند سنگ لعل شود در مقام صبر            آری شود، ولیک به خون جگر شود»

مریدان روایت کنند که مولانا با شنیدن این بیت نعره ای کشید و جامه از تن درید و دیگر صبر و خونِ جگر خوردن مصلحت ندید و دیارِ تهران را برای پرکاری برگزید!

مناقب او بسیار است و محامدش بی شمار، به طوری که سخن گفتن در این باب مصداقِ گز به اصفهان بردن است!

عارفی را پرسیدند: «چه گویی در وصف شیخنا مولانا علیرضا افتخاری؟» آن عارف ربّانی فی الفور پاسخ داد :
                                          
                  «زین شاخه به آن شاخه پریدن هنر اوست! »

گردش مالی بالای او در بازار موسیقی تا بدان جا رسید که شیخ الشیوخ عرصه آواز ، محمدرضا شجریان در مدحش گفته است :‌« اگر من صدای افتخاری را داشتم دنیا را فتح می کردم ! ». 

مولانا صدیف را پرسیدند: «این قلَّت کار هنری از که آموختی ؟» گفت : «از مولانا علیرضا افتخاری !»
پس از کسب مدال چهره های ماندگار ، شوخ چشمی از او پرسید :‌ « شیخا! در عجبم از اینکه شما ماندگار تر از استادانی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش صفوت، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و خیل بسیاری دیگر هستید!» شیخنا نگاهی عاقل اندر سفیه به او انداخت و گفت :‌» این ذرّه ای از کرامات ماست، امّا کیست که قدر بداند؟!» 

مولانا افتخاری را پرسیدند :‌« چرا موسیقی پاپ میخوانی؟!» گفت: « تا اهالی پاپ بدانند ، پاپ یعنی چه!» خبرهایی به گوش می رسد که استاد قصد دارند به اهالی موسیقی زیرزمینی نیز بفهمانند ، موسیقی زیر زمینی و رپِ فارسی یعنی چه! 
 
برگرفته از سایت فردا نیوز

ورود به فیس ب و ک بدون ف ی ل ت ر  چاپ

تاریخ : 30 فروردین 1390 در ساعت 9:16 PM

دوستان عزیز اگه می خواید بدون ف ی ل ت ر ش ک ن به فیس لاگین کنید، فایل زیر که با عکس تهیه کردم رو دانلود کنید. حجمش کمه ولی آموزنده س. موفق باشید.  اگه سوال داشتین کامنت بذارین.

 

لینک دانلود 

حجم 744 کیلوبایت

آزادی  چاپ

تاریخ : 7 فروردین 1390 در ساعت 1:06 PM

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.

شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...

در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!

زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ...

شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!

مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!

مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!

برو ای دوست  چاپ

تاریخ : 29 اسفند 1389 در ساعت 11:34 AM

 

برو ای دوست ، برو !

برو ای دختر پالان محبت بر دوش !

دیده بر دیده ی من ، مفکن و نازم مفروش ..

من دگر سیرم ... سیر .. !

بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست !

تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست !

 کم بگو ، جاه تو کو ؟ مال تو کو ؟ برده ی زر !

کهنه رقاصه ی وحشی صفت ، زنگی خر !

گر طلا نیست مرا ، تخم طلا ! ... مردم  من !

زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف

آتش سینه ی صد ها تن دلسردم من !

دل من چون دل تو صحنه ی دلقکها نیست !

دیده ام مسخره ی خنده ی چشمکها نیست !

دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است!

ضربانش ، جرس قافله ی زنده دلان

طپش طبل ستم کوب ، ستم کوفتگان

 ساعت ، پایان شب بیداد است!

دل من ، ای زن بدبخت هوس پرور ، پست !

شعله ی آتش  شکن  است !

حیف از این قلب ، از این قبر طرب پرور درد

که به فرمان تو ، تسلیم تو جانی کردم

حیف از آن که با سوز شراری ، جانسوز

پایمال هوس هرزه و آنی کردم

در عوض با من شوریده ، چه کردی ؟ نا مرد ! { نا زن ! }

دل بمن دادی ؟ نیست ؟

صحبت از دل مکن ، این لانه ی شهوت ، دل نیست !

دل سپردن اگر اینست  !
که این  مشکل نیست !

هان ! بگیر ، این دلت : از سینه فکندیم بدر !

ببرش دور ببر

ببرش تحفه ز بهر پدرت ، گرگ پدر !

تکنولوژی از نوع ایرانی  چاپ

تاریخ : 26 اسفند 1389 در ساعت 7:39 PM

اینم تکنولوژی برتر از نوع ایرونیش.... 

 

تکنولوژی برتر

رضا سقایی  چاپ

تاریخ : 24 اسفند 1389 در ساعت 8:24 PM

رضا سقایی خواننده موسیقی لری(۲۰ فروردین ۱۳۱۸ خرم‌آباد - ۲۷ تیر ۱۳۸۹ تهران).وی در محله پشت بازار خرم‌آباد به دنیا آمد و در طول زندگی هنری خود همکاری‌های خوبی با علی اکبر شکارچی، مجتبی میرزاده و فرج علیپور داشت. نخستین تصنیف او با زبان لری آن نگاه مست تو نام داشت. ترانه دایه دایه معروف‌ترین اثر او بود. وی در اواخر جنگ ایران و عراق در شهر ازنا بر اثر اصابت ترکش یک بمب مجروح شد و تا پایان عمر به خاطر عوارض آن بیمار بود. از جمله کارهای معروف او «زندگی بی‌چشم تو درد و عذابه» است که ابتدا او این تصنیف را خواند که بعدها عبدالوهاب شهیدی و زند وکیل هم این کار را خواندند.

سقایی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف شد و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد و تا ۱۳۵۷ می‌خواند، او در مراسم بازدید فرح پهلوی از لرستان نیز خواننده مراسم بود.اما بعد انقلاب تقریبا خواندن را کنار گذاشت.در زمان جنگ در بمباران شهر ازنا مجروح شد و تارهای صوتی‌اش آسیب دید.وی چند سال قبل سکته مغزی کرد و عمدتا خواهرش از وی نگهداری می‌کرد و البته در تمام عمرش ازدواج نکرد و مجرد زیست.

ترانه "دایه دایه"

در سال ۱۳۸۶، ترانه "دایه دایه" با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی جزو آثار فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.

رضا سقایی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشیع و به شهر زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد، در این مراسم تعدادی از هنرمندان و اهالی لرستان و دوستداران این هنرمند شرکت داشتند.

دانلود ترانه بسیار زیبا و شنیدنی با اجرای ارکستر به نام "جنگ لر" با صدای زنده یاد سقایی از اینجا

<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>