شیطان کم آورد!!! چاپ
روزگار غریبی است که شیطان بانگ می زند:
انسان بیاورید، سجده خواهم کرد!!!
*****
از آن دسته آدم هایی نباش که یک عمر گدایی می کنند
تا مبادا روزی به گدایی بیافتند!
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
روزگار غریبی است که شیطان بانگ می زند:
انسان بیاورید، سجده خواهم کرد!!!
*****
از آن دسته آدم هایی نباش که یک عمر گدایی می کنند
تا مبادا روزی به گدایی بیافتند!
گفت: بار الها چه عملی از سوی بشر تو را به تعجب وا می دارد؟
پاسخ آمد:
در عجبم از این بشر که در کودکی آرزوی بزرگ شدن دارد و در بزرگسالی در حسرت دوران کودکی بسر می برد!
در عجبم از این بشر که سلامتی اش را صرف مال اندوزی می کند و سپس دارایی اش را صرف بدست آوردن سلامتی!
در عجبم از این بشر که زمان حال را با نگرانی در خصوص آینده می گذارند و حال آنکه نه آینده ای برای خود می گذارد و نه حال!
در عجبم از این بشر که چنان زندگی میکند که گویی هرگز نخواهد مرد و حال آنکه غبار فراموشی چنان روی گورش را می پوشاند که گویی هرگز زاییده نشده است...
گفت:
دوباره سیب بچین حوّا...!
من خســته ام.
بگذار از اینجا نیز بیرونمان کنند...
گفتم:
دوباره عشق بچین حوّا...!
من خسته ام از این همه نفرت.
بگذار دوباره درهم بِتنیم...
گفت تو نه آنی که من می خواهـــــــمـ....
گفت تو مجنون پریشان حال من نیستی...
گفت من شاه پریانم و تو گدای کوی من هم نیستی...
گفت تو می دانی عشق یعنی چه؟!!!
گفت تو آه نداری که با ناله سودا کنی!
گفت تو بی نام و نشان، که باشی که مــــن یار تو باشمـ..؟
از کیف مشکی رنگش عکسی بیرون کشید و گفت:
این است همانی که من می خواهم.
این است مجنون و پریشان حال من.
این است گدای کوی من.
این است سیمرغ قله ی عشق.
این است غنی و بی نیاز من.
این است مرد نام دار من...
اما من... فقط سکوت کردم و سکوت. و در دلم گفتم...
آری آری.. منِ بی مایه که باشم که خریدار تو باشم!
گذشت یک دو سه چند سالی و باز آمد...
گفت احساس می کنم که تــــــو همانی بودی که می خواستم!
گفت احساس می کنم که مجنون تر از مجنون بودی و من نفهمیدم!
گفت احساس می کنم تو شاه عشق من بودی و من ندانستم!
گفت این من بودم که نمی دانستم عشق یعنی چه!
گفت اینک اشکی نمانده که به حال زارم گریه کنم!
گفت اینک چه بی نام و نشان و تنهایم!
گفت آیا هنوز در دلت خورده جایی دارم؟
گفت آیا هنوز با منی؟
گفت از تو عکسی ندارم که در گوشه ی طاقچه بگذارم. در دل یادت می کنم.
اما من این بار سکوت را شکستم و گفتم:
من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم...
************************************************
عمادالدین خراسانی:
می خوردن من بهر طرب نیست خدا را
حالی است که بی طعنه اغیار بگریم
چند روزی است که از پخش اعترافات فردی به نام "مجید جمالی فش" می گذرد که رسانه ها او را عامل ترور دکتر علیمحمدی نامیده اند.
پیشتر در سایت ها و رسانه های جهان از دکتر علیمحمدی به عنوان حامی جنبش سبز نام برده شده بود که دانشجویان را به حضور در جنبش فرا می خواند و تاکید داشت که تقلبی آشکار در انتخابات صورت گرفته است. وی که از چهر ه های برجسته دانشگاهی و از اساتید تراز اول فیزیک هسته ای ایران بود، در دیماه 1388 ترور شد.
امروز نیز دیدگاه ها و جبهه گیری های مختلفی در این باره وجود دارد. برخی براین باورند که مخالفان جنبش سبز صدای او را برای همیشه خاموش کرده اند و عده ای دیگر نیز، اسراییل و موساد را طراح این ترور می دانند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که عامل ترور دکتر علیمحمدی که همه چیز را به اسراییل و موساد نسبت داد، اینک دستگیر شده و پس از بازجویی ها، چنین لب به اعتراف گشوده است، اما عامل یا عاملان ترورهای اخیر چه کسانی هستند؟ آیا آن ها نیز اجیر شده ی اسراییل اند؟ آیا شهریاری نیز حامی جنبش سبزی بود که اینک رنگ قرمز گرفته است؟ 
آنچه مسلم است این است که ما با بازیگران و یا بازیگردانان قهاری روبه رو هستیم اما در این میان فقط نشسته ایم و نظاره گر حوادث و رخدادهاییم.
خبرگزاری فارس: نشان لیاقت امیرکبیر نشانی است که به پیشنهاد مشایی و موافقت احمدینژاد قرار بود به پاس لیاقت و قدردانی از تلاشهای افراد در هر زمینهای ارائه شود. به گزارش خبرنگار فارس، 19 اسفند سال 1386 اسفندیار رحیممشایی؛ رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همزمان با دویستمین سالگرد تولد "امیرکبیر "، همه را در موزه ملی ایران دور هم جمع کرد، از بازیگران سریال امیرکبیر گرفته تا محمود احمدینژاد، رئیسجمهور کشورمان. |
خبرگزاری فارس، سروده امیرعاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.
در مقدمه این شعر آمده است:
«در پاسخ به منافقانی که میخواهند با صدای سوخته شجریان ، مردم ایران را تحقیر کنند؛
مردمی که سرافراز و عاشقند مردمی که از جنس شقایقند.»
گم شدی آوازه خوان پیر ما *** گم شدی آخر به زیر دست و پا
کرد بیگانه تو را ابزار خویش *** خود شدی تا نور حق دیوار خویش
ربنایت چون خودت از یاد رفت *** خیل شاگردان، هلا! استاد رفت
رفتهای از پیش ماها دور حیف *** در سر پیری شدی مغرور حیف
مطرب عهد شبابم بودهای *** مزه نان و کبابم بودهای
خوب میخواندی صدایت خوب بود *** بعد تاج اصفهان مطلوب بود
میزدی چه چه برای شیخ و شاب *** با نوای تار و تنبور و رباب هست ساز اینک ولی آواز نیست *** یک در گوشی به سویت باز نیست
تا نپیوندی عزیزم بر زوال *** کاشکی بودی مرید اعتدال
مکر آمریکا تو را منفور کرد *** زرق و برق غرب چشمت کور کرد
چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی *** مثل آن مطرب که بد میزد شدی
«سایه»ات فرموده بود آوازهخوان *** که مرید پیردل باش و بمان
لیک ای مطرب دریغا که غرور *** کرد از مردم تو را صد سال دور
وقت پیری ناز کردی با همه *** ناز را آغاز کردی با همه
ناز کم کن سوی ملت باز گرد*** کم بگو از یأس ای استاد زرد»

چند بیتی فی البداهه و بی ویرایش ( مریم رسول زادگان ) به این شاعرنمای نون به نرخ روز خور
گم نخواهد شد صدای ِ ناز من *** چونکه از دل می رسد آواز من
این نه آواز من و ساز من است*** این صدای سالهای میهن است
ربنا خواندم که ملت روزه بود *** روزه ی دل بود و غمها می فزود
من صدای شادی این مردمم *** من خود آزادی این مردمم
حیف عمری را که جهل آمد پدید *** حیف ملت رنگ آزادی ندید
من نه پیرم آنچه را گفتی حسود *** پیر راهم دان به هر بود و نبود
مطربم خواندی عزیزا ، جاهلی *** جاهلی؟ نه ،نه ،بلکه عاملی
تاج را قدرش شناسی بی خرد *** ای که خواندی ملتی را رنگ زرد؟
ملتی را گر ندیدی . مرده ای*** چوب رب را بی صدا تو خورده ای
این نشان است تا روی رو به زوال *** هرکه شد خارج ز مرز اهتدال
قدر “سایه” می شناسی ای عدو؟ *** او که هجرت کرد از رفته بر او
سایه خورشید است در این آسمان *** گرچه گفته است او مرا آوازه خوان
خانه ی من شد دل پیر و جوان *** معبد عشاق دل شد آستان
من غرور خود ز ملت یافتم *** نی به زر یا زور قدری یافتم
ناز را بازار ملت می خرد *** ملتی نامم به عزت می برد
من اگر خاشاک باشم بهتر است *** بهتر از آنکس که مخدوم زر است
خادمش افسوس نادان است و بس *** کی شناسد فرق زر با جمله خس
من اگر پیرم ولی مستغنیم *** بی نیاز احترامم ،دون نیم
گوشه گوشه ،نام من آواز شد *** آگهی شعرت به کین ،همساز شد
جاهلا! زین بیش تو یاوه مگو *** رو ره عشق مرا ای دل بپو
درود بر استاد بی همتــای موسیقی ایران
محمد رضا شجریان
نرم افزار سبک و کم حجم sun calender یک تقویم زیبای شمسی با قابلیت نمایش زمان، وقایع روز، تاریخ میلادی و قمری برای دسکتاپ. با هر زمان شروع بکار مجدد ویندوز، رخدادهای روز را به شکلی زیبا در سمت چپ ویندوز به کاربر اطلاع می دهد. دانلود کنید و لذت ببرید.

حجم: 5 مگابایت
از اینجا دانلود کنید
پسورد فایل: www.silentmen.tk